I used to dream, I used to glance beyond the stars, Now I don’t know where we are, Although I know we’ve drifted far
بله تبریک میگَم ، بِلَخره رویای زندگیم رو پیدا کردم …
بعد از اون همه مزخرفاتی که رویاشونُ می بافتم ، بالاخره فهمیدم از زندگی چی می خوام .
10 سال دیگه ، من ، یه زندگی عادی ، یه خونه تو یه آپارتمان ، مثه همه ی آدمای دیگه ، یه شغل معمولی ، صُب تا عصر ، با حقوقِ معمولی ، نگرانیهای معمولی ( این که بچه م معدلش خوب شه ، ماشینم روغنش رو چک کنم ) ، ازدواج می کنم ، با یه عادمِ معمولی که با امضا گرفتن از برد پیت خوشحال میشه و “Twilight” میبینه ، یه ماشینِ خوب ، یه چیز مثه تویوتا کُرُلا ، بچه های خوب که درساشونُ خوب می خونَن و تو تیمِ بسکتبالِ مدرسه اول میشَن .
همه ی اون چیزایی که فِک می کردم آینده م اَن رو کسشعرَن ، واس فراموششون کرد ، این رویاهای جدیدی که پیدا کردم ، خیلی خوبَن ، هم این که دسترسی بهشون خیلی آسونه ، هم این که پیدا کردنِ آدمی که همین رویاها رو داشته باشه بی نهایت آسونه ( تقریبَن هر دخترِ وایت یی که تو خیابون ببینید) ، هم این که دهنت سرویس نمیشه ، یعنی جامعه لِه اِت نمیکنه به خاطر رویات ، خلاصه به قول استاد اعظم ، bob dylan ، ایتز آل گود …
Mr. curious well I need some inspiration
I cannot find no cause for celebration
2nd edition : well i heard from ya , and that’s more than “enough” reason ….
3rd edition : well, this was the least special day of my life, yet other people made it super special , it’s pretty nice to hear from people you love y’know
4th edition : this is being more than just a special day, everybody’s making me laugh so hard, i’m on FIRE !
Knock Knock !
یه ایمیل دارم از ناکیا ، داشته تو کامپیوتر لَب که دیواراش شیشه یی اِ می نوشته ،وسطش یه جا نوشته :
” اِ اِ ! آرین همین الان از جلوم رد شدی ، ولی روم نشد چیزی بگم ! “
پِ نون : رایت نا ، آی فاکینگ هِیت ذیس دِی .
Life is sink or swim, love is bliding, no surviving.
حالا هی من میگم عشق کسشعره ، عشق destructive ـِ ، عشق دهن آدم رو سرویس می کنه ، هی بگین نه .
بیا ، نمونه ی زنده ش ،
1 سال و خورده ییه که با هم دوستن ، ولی چند وخته از راهِ دور و LDR و اینان .. ( تلفن و وبکم و ازین کسشعرا )
بعد هفته ی پیش ، دختره بهش مسیج زد که :
اگه بفهمی چقدر تو روز بهت فکر می کنم ، وحشت می کنی ، واقعَن وحشت می کنی . ببین ، من نباید انقدر بهت فک کنم ، می تونی مَنُ تعمیر کنی ؟
پسره از شدت رُمَنسِ جمله ، رفت تو کما … تا 2 روز حرف نزدن، و پسره همینطور 2 روز ساکت بود ، دُمبالِ کلمه می گشت که بتونه جواب بده ، ولی پیدا نمیکرد … ولی حس می کرد می تونه با قدرت جدیدی که پیدا کرده دنیا رو عوض کنه …
2 روز بعد ، دختره براش آف گذاشته بود ، که
سلام چطوری ، ببین چیزه ، I’m over you و دیگه هیچ احساسی نسبت بهت ندارم … ببین راستی چند روز پیش رفتم عروسی ایرانی ! اولین بار بود ! چه رسمای عجـ…..
(قول داده بودَن هر حسی نسبت به هم دارن ، رُک سری به هم بگن )
به همین سادگی ! بعد از اون دیگه یه کلمه هم راجع به رابطه یی که با هم داشتن حرف نزدن .
حالا هی بیاین بگین عشق آره ، خوبه ، خفنه ، فلان .
این ، تا اونجایی که من میشناسم ، در این سطح نزدیک بودن که قرار بود کریسمس برن ایرلند هَم رو ببینن، سال دیگه با هم برن آفریقای جنوبی ، بعدشم ازدواج کنن .
پی اس : به جونِ مامانم اگه یه کلمه از حرفاشونُ اینور اونور گفته باشم ..
Every minute of the future Is a memory of the past
یکی از بهترین دورانی که درس میخوندیم ، با علیرضا و پدرام و هیربد بود ، این که سر کلاس من ام پی مو صداش رو تا ته زیاد می کردم و dream on یا جیمز بلانت یا مارون5 یا فردی مرکوری اینا گوش می کردیم به کنار ، این که زمستون شال گردن میزاشتیم و هدفون تو گوشمون بود تمامِ طولِ کلاس و ازین 2 شاخه ها داشتیم هم به کنار … وختی مثلن معلم می گف ساعت 12 امتحان نیم ترم دارم ،
دیالوگا در این سطح بود :
- چقدر وخ مونده ؟
- 17 دیقه
- خیله خوب ، 9 دیقه استراحت می کنیم ، 5 دقیقه درس ، بقیه ش هم بده آدم قبل امتحان درس بخونیم
- بعد دقیقَن 9 دقیقه استراحت می کردیم ، 5 دقیقه درس می خوندیم ، 2 دقیقه هم relax می کردیم واسه قبل امتحان
.
.
.
پی اس : من کلن از به تعویق انداختن کارها به شدت لذت می برم …
( مثلَن همین پست ، 19 روز قبل پست شده ، به آینده )
You’re doing it to yourself, and that’s what really hurts
مرد ordinary ، با کروات و کُتِ قهوه ای، شلوار پارچه یی معمولی و کفش مردونه خیلی روتین در حالِ به سرعت قدم زدن تو خیابونه . موسیقی Radiohead در حال پخش شدنِ. مرد ناگهان می ایسته ، چند ثانیه به روبه رو خیره میشه ، یهو تصمیم میگیره رو زمین دراز بکشه ، به حالت خیلی uncomfortable یی رو زمین می خوابه .
یکی که داره رد میشه پاغ ! می خوره به آقا و تلو تلو می خوره ، می خوره زمین …
+اوه ببخشید ، ندیدمتون اونجا خوابیده بودن
+حالتون خوبه ؟
- بله
+ چی شده ؟ زمین خوردید ؟
- خیر ، حالِ من خوبه ، منُ تنها بگذارید .
+شما مَستید !
- مست نیستم
+ پس برای چی وسط پیاده رو دراز کشیدید ؟ ممکن بود زمین بخورم گردنم بشکند … بگذارید کمکتان کنم بلند شوید ..
** به محض این که مرد ایستاده دستش به مرد خوابیده می خورد .. **
- *فریاد* به من دست نزنید !
** عده ای از مردم ، مرد روی زمین خوابیده را می بینند و به او نزدیک می شوند **
بانو : چی شده ؟ زمین افتاده اند ؟
+ خیر ، زمین نیافتادن .
مرد : طوریشون شده ؟
- خیر ، لطفَن من رو به حالِ خودم بگذارید
بانو : احتمالَن روانی هستن .
- من روانی نیستم ، من رو تنها بگذارید .
+*عصبانی * چرا روی زمین خوابیده اید ؟ چرا به من نمیگویید مشکلتان چیست ؟
- ببینید ، نمی توانم بهتان بگویم ، … کارِ درستی نیست .
** یک افسر با موتور سر میرسد **
بانو : این آقا حتمَن روانیَن … اونجا رو نگاه کنید ! جناب سروان ! جناب سروان !
** افسر پلیس خم میشود تا با مرد صحبت کند **
افسر پلیس : حالتان خوب است ؟
- ببینید ، من خوبم ، می شود فقط بگذارید من اینجا دراز بکشم ؟
افسر پلیس : متاسفانه نمی توانم این اجازه را به شما بدهم . * صمیمانه دست مرد را میگیرد که او را بلند کند*
- *فریاد* به من دست نزنید !
+* عصبانی * فقط به من بگویید چرا اینجا دراز کشیده ای ؟ دِ بگویید !
- برایتان بهتر است که ندانید . باور کنید .
+* عصبی ، درتقریبَن فریاد * فکر می کنید که همه چیز پوچ و بی معنیست ؟ هان ؟ چی ، این که آخرش همه مان خواهیم مرد ؟ آره ؟ این است دلیلِ این که اینجا دراز کشیده اید ؟
- خیر .
افسر پلیس : دِ بگویید لعنتی ! محض رضای خدا بگویید چه مرگتان است !
- می خواهید بدانید چرا اینجا دراز کشیده ام ؟
+ بله !!
- واقعَن می خواهید بدانید ؟
خیله خوب ، بهتان می گویمم .. بهتان می گویم چرا اینجا دراز کشیده ام .
ولی ، خدایا مرا ببخش … خدایا به همه مان رحم کن .
چرا که شما واقعَن نمیدانید از من چه خواسته اید …
+*فریاد * دِ بگوییید… !!
**مرد خوابیده شروع به صحبت می می کند ، ولی به پاسِ دور شدنِ دوربین از مرد دیگر کلمات او معلوم نیست ، دوربین یک شات از Radiohead نشان می دهد، وُکالیست فریاد می زند که you’re doing it to yourself, and that’s what really hurts و دوباره دوربین به خیابان بر می گردد ،افسر پلیس و همه ی جمعیتی که دور مرد حلقه زده بودند به طرز uncomfortable یی ، همانند مرد روی زمین زمین دراز کشیده اند. دور بین همینطور که تعدد جمعین رو بیشتر و بیشتر نشان می دهد از صحنه دورتر و دورتر میشود.**
پی نوشت : این یکی از زیباترین میوزیک ویودیوهاییه که تو طولِ تاریخ ساخته شده . واسه اطلاعاتِ بیشتر just ـِ Radiohead رو یوتیوب کنید …
gfys
یه جایِ friends هَس ،هِی یه سری اتفاق تصادفی پشت سر هم برای جویی می افته ، بعد Joey سرش رو می کنه بالا ، با عصبانیت به خدا میگه “Are you fucking kidding me ?”
الان دقیقَن همون حس رو دارم.
Dream on baby
There’s no doubt in the fact that i see the weirdest coolest funniest uniquest and most bizarre dreams in the history of creation. Like, nobody else’s dreams ever close to be this cool .
.
.
But it’s not always this fun, i mean i know i dream weird stuff, i dream myself as a blonde girl with Aliza’s voice, as a red bubble with my friends who’re also bubbles, i dream that i can fly, so yea .. i dream all kinds of crap, and it’s cool.
.
.
The only thing that seems to be an issue, is that i dream a lot, of things i never had. Things that i wanted so bad, but i couldn’t get. Things that I denied i wanted, fooled own self pretending i don’t want em; which hurts really really bad. I wake up in the morning, heart broken, depressed and disappointed. I wake up hurt. And the scene(of my dream), is so vivid, so clear that it seems as though I’ve lived all those sad moments all over again.
Like just now i dreamt that we were cuddling in the middle of night somewhere in some sidewalk, for it was really really cold .Then we sang Taylor Swift’s “you belong with me”, together.(extremely random ? I KNOW ! )
It’s just heart breaking. ( Such a good singer you are though ! )
Smile , cause your heart is breakin
می گفت دردناک ترین مدل گریه کردن وختیه که آدم لبخند داره رو صورتش ، و همینطور اشک گوللـه گوللـه از گونه هاش میاد پایین … یعنی در اصل من می گفتم ، ناکیا تایید می کرد .
این که من موسقیِ کسشعر گوش می کنم توش شکی نیس ، نمونش پُستِ قبلیه …. ولی خوب “mika” ازیناییه که کاری که می کنه واقعَن “هنر” نایمده میشه … مثه radiohead یا شجریان ، هر کودوم تو ژانرِ خودشون .. می دونی چی می گم ؟
این رو دوست دارم فقط اینجا بنویسم ، که یادم بمونه با کلی آدم تو در حالِ اشک ریختَن با خوشحالی بالاپایین پریدیم ، این نهایت دردناک بودنِ یه دونه ی اشکِ .
اون بار، آخرین باری بود که با ناکیا حرف زدم ، .. تو این که من دیوونه ی آدمای کسشعر میشم شکی نیس ، نمونَش همین آیشا ، ولی ناکیا ازون آدمایی بود که باعث میشد به آفرینش خدا فِک کنی … به این که خدا به جُز این همه artwork ـِ خرت و پرت ، یه سری master piece هم آفریده .
نوامبر 5, 2009
نوامبر 4, 2009
نوامبر 4, 2009

